مروری بر انشعابات درون گروهی حزب دمکرات(۲)

همانگونه که گفته شد جناح انشعابی حزب دمکرات موسوم به حزب دمکرات کردستان “حدک” با انتخاب شعارها و استراتژی های جدید مدعی تغییر در قالب سنتی حزب دمکرات بودند و از همان اوایل خود را به عنوان حزب دمکرات اصلی معرفی کردند.

  این تغییرات و نوسازی که رهبری جدید منشعبین مدعی آن بودند برای بار اول در ترکیب رهبری این جناح خود را نشان داد،از همان اوایل انشعاب خصوصا رهبری “حدکا” آن را جنگ قدرت وصف کردند و انتظار داشتند افراد قدیمی و سنتی نظیر عبدالله حسن زاده و حسن رستگار و … در سطح رهبری این جناح سکان قدرت را به دست بگیرند ولی بر خلاف تصورات ترکیب جدید رهبری حدک تشکیل شده بود از افراد جوان و آکادمیک و دیگر جایی برای قدرت نمایی افراد سنتی وجود نداشت.

  این اقدام جناح منشعبین به عنوان اولین قدم برای تحقق شعارهایشان و به نتیجه رسیدن اهدافشان کافی نبود.ورود طیف جوان به سطح رهبری حزب دمکرات بی سابقه بود ولی هنوز تا رسیدن به اهداف کلی انشعاب فاصله ی زیادی وجود داشت.برقراری روابط با دیگر احزاب و دیپلماسی نسبتا قوی تر از جناح مقابل،جایگاه بخصوصی به حدک در میان دیگر احزاب و بعضی کشورها داده بود و کم کم به عنوان یک حزب مستقل یا اینکه حزب دمکرات اصلی ایشان هستند،از آن ها نام برده می شد.

  حزب دمکرات با دبیرکلی خالد عزیزی کم کم امیدهای از دست رفته و نفوذ پایان یافته ی حزب در میان مردم را به دست می آورد و می شد تفاوت های میان دو جناح را به وضوح مشاهده کرد.اما این موقعیت و وضعیت دوام چندانی نیاورد؛اهمیت دادن زیاد از حد رهبری حدک خصوصا شخص خالد عزیزی به اعتراف گرفتن از جناح مقابل به حزب بودنشان،باعث شده که رهبری حدک سیاست هایی را اتخاذ کنند که به جناح مقابل نزدیک شوند.به وجود آمدن بحث اتحاد میان دو جناح از این نوع سیاست ها بود.

  در حالی که رهبری حدک معتقد هستند که به دلایل سیاسی و فکری انشعاب کرده اند حال سوال اینجاست که چه چیزی در سطح رهبری حدکا تغییر کرده است که می خواهند دوباره اتحاد کنند؟انشعاب های قبلی که دوام چندانی نداشتند و بعد از مدتی دوباره متحد می شدند،مبنای فکری و سیاسی نداشت و بیشتر جنگ قدرت و اختلاف سلیقه ایی میان چند نفر بود اما انشعاب اخیر به گفته خودشان که دلایل سیاسی و عقیده ایی داشته است،چگونه بدون هیچ تغییری از جناح مقابل می توان دوباره متحد شوند؟یا اینکه جناح منشعبی از گفته ها و نقدهای خود پشیمان شده اند و می خواهند دوباره به همان قالب سنتی حزب برگردند.

  این ایده در چند موضع حدک آشکار شد،مسئله ی دبیرکلی در حزب دمکرات بنا بر قوانین خود این حزب طوری برنامه ریزی شده بود که هر دبیرکل تنها دو دوره می توانست دبیرکل باشد ولی این قانون در کنگره پیشین حدکا برداشته شد و این یعنی تثبیت قدرت هجری در حدکا،هر چند در اوایل حدک مخالف این سیاست بودند و آن را نوعی دیکتاتوری و قانون شکنی می پنداشتند اما در کنگره اخیر خود نیز دقیقا همین کار را تکرار کردند که اگر به عنوان دیکتاتوری به آن نگاه کرد باید گفت دیکتاتوری در حدک نیز پایه گذاری شد.

  کنگره معمولا برای تغییر و تازه شدن و به اصطلاح آپدیت کردن هر حزبی تشکیل می شود و معمولا اگر سیاستی یا موضعی نتوانسته باشد موفق عمل کند در آنجا آن را تغییر خواهند داد ولی کنگره اخیر حدک به روشنی آشکار کرد که رهبری حدک نیز خواهان هیچ نوع تغییر و تحولی نیستند و همان سیاست های قدیمی و پاسیف که در حزب اتخاذ می شد و منافع شخصی را به خوبی تامین می کرد،دوباره اجرا کنند و حتی در ترکیب رهبری خود هیچ تغییری ایجاد نکردند و این هم فقط منافع شخصی در حزب را مد نظر دارد.

  با این تواصیف می توان به این نتیجه رسید که انشعاب اخیر در حزب دمکرات هم نتوانست امیدها و آروزهای کسانی که در گوشه ی دل خود چشم امید به این حزب را داشتند،زنده نگه دارد و اینان نیز به اصل خویش بازگشتند.

منبع:سایت هاوری

www.hawrre.com

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.