واکنش شتابزده پژاک به فیلم مستند سایه تروریسم

چند روز پیش فیلم مستندی ، تحت عنوان ” سایه تروریسم ” از شبکه های تلویزیونی و همچنین فضای مجازی در معرض قضاوت افکار عمومی قرار گرفت. این فیلم به موضوعاتی می پردازد که سالها از سوی رسانه های بیگانه با مردم ایران به عنوان اخبار حقوق بشری مورد توجه قرار داشته و این رسانه ها نیز همواره بصورت یک طرفه به اطلاع رسانی پرداخته و هیچ گاه حاضر نشده اند فضای لازم را برای خروج از حالت منولوگ ایجاد کنند.

این فیلم مستند به سه پرونده مربوط به عناصر تشکیلاتی گروه تروریستی پژاک می پردازد که هر کدام به نحوی در ارتباط با اقدامات تروریستی که با ماموریت مستقیم سران این گروه صورت گرفته است دستگیر ، محاکمه و محکوم شده اند.

پرونده اول در این فیلم، اسنادی را نمایش می دهد که در آن فرزاد کمانگر و همدستان تشکیلاتی او، شامل فرهاد وکیلی و علی حیدریان به صراحت اقدام به بمب گذاری و اعمال تروریستی را تشریح کرده و تصدیق می کنند که در فرآیند یک اقدام تروریستی حضور داشته اند. فرزاد کمانگر در این فیلم در محل باغ فرهاد وکیلی بصورت شفاف موضوع بمب گذاری را تشریح می کند و در ادامه برادر فرهاد وکیلی که خود از فعالین سیاسی در کوردستان است به صراحت موضوع بمب گذاری را تشریح می کند.

در واکنش شتابزده شیرزاد کمانگر، برادر فرزاد که پس از دستگیری وی توانست در پژاک برای خود جایگاهی دست و پا کند و در اروپا ژست مبارزه بگیرد، هیچ اشاره ای به اسناد منتشره درباره فرزاد نمی شود و با سکوت معنا داری از کنار آن می گذرد . اسناد آنقدر شفاف و روشن است که شیرزاد نگران است با صحبت پیرامون آن وارد چالشی سنگین شود. شیرزاد که تلاش می کند خود را با تشکیلات نظامی قندیل نشین جدا نمایش دهد، سعی می کند تصویری از او با اسلحه نمایش داده نشود. او خوب می داند که وقتی در اروپا حضور دارد ممکن است ارتباط با یک پرونده تروریستی چقدر برایش درد سر درست کند، لذا تمام تلاش خود را به سمتی هدایت می کند که ژست سیاسی داشته باشد.

اما در مورد پرونده دوم، که به مسائل پیرامون زینب جلالیان می پردازد، شیرزاد بدون توجه به اظهارات صریح زینب ، برادر وی و همبند ها ، رئیس زندان ، اسناد درمانی وی و مددکار اجتماعی زندان باز همان حرف های گذشته را تکرار می کند و در مورد فیلم به مواردی اشاره می کند که گویی فیلم را نیز شتابزده دیده است .

شیرزاد کمانگر در مصاحبه خود با شبکه تلویزیونی استرک که گویی فقط برای سخنرانی آمده است، می گوید ؛ ”

مثلا زینب می‌گوید من بیرون نیستم نمی‌دانم چه خبر است، رسانه‌های بزرگنمایی می‌کنند، چشم من ناخنک دارد و رو به نابینایی می‌رود !!!  ” در حالی که اصلا زینب نمی گوید که چشم او به سمت نابینایی می رود. در واقع زینب جلالیان به صراحت می گوید که من با کسی مصاحبه، مکاتبه و پیغام نداده ام و این اخبار که منتسب به وی می باشد دروغ است . حالا مشخص نیست شیرزاد کمانگر چه چیزی را می خواهد زیر سوال ببرد، او به گونه ای سخن می گوید که مخاطب احساس می کند او پزشک است ، چرا که او از پشت تلویزیون بدون معاینه بیمار تجویز عمل جراحی می کند !!

بهر حال اظهارات شیرزاد کمانگر نشان از تنگنایی است که پژاک را خلع سلاح کرده و پاسخی برای آن ندارد. این رویکرد پژاک در مورد پرونده سوم هم در نوع خود جالب توجه است .

شیرزاد کمانگر، بدون ارائه مستندات مشخصی صرفا بر اساس تحلیل های تخیلی خود می گوید که شرط ملاقات سامان نسیم مصاحبه خانواده وی است و این در حالی است که پیگیری های ما نشان می دهد ملاقات خانواده سامان نسیم از همان ابتدای دستگیری وی وجود داشته است. همانطور که پدر سامان می گوید ، این پژاک است که اجازه ملاقات پدران و مادران اعضای خود را نمی دهد . پژاک بارها پدر و خانواده سامان را بدون اینکه موفق به ملاقات با سامان شده باشند بر می گرداند ولی وقتی سامان در یک اقدام تروریستی دستگیر میشود بلافاصله با احترام اجازه می یابد با او ملاقات کنند.

بهر حال شیرزاد کمانگر در سکوت سنگین رسانه ای پژاک سخنانی را بر زبان آورده که بیش از پیش این گروه تروریستی را در مظان اتهام  قرار داده است .

اظهارات مضحک و از روی استیصال شیرزاد کمانگر ، یادآور سخنان یکی از مزدوران پهلوی دوم است که سالها پیش قبل از انقلاب اسلامی ایران، وقتی مردم در تظاهرات علیه شاه شعار می دادند، ازهاری نخست وزیر پهلوی ها می گوید که اینها نوار است و پاسخ مردم این شعار بود که ؛ ” ازهاری بیچاره نوار که پا نداره ” .

 

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.