کتاب «حزب دمکرات کردستان» – قسمت نهم

دیار و نادیار

قسمت نهم
فصل بیست و پنجم – شام آخر در میکونوس
در فروردین سال ۷۱ رادیوی حزب اعلام کرد به هنگام بازدید شرفکندی از مقر حزب در شمال عراق به سوی وی تیراندازی شده است.
با قتل شرفکندی مهم ترین مانع برای وحدت دو جناح حزب دمکرات از پیش پای برداشته شد. گرچه مصطفی هجری که موقتا تا تشکیل کنگره به دبیرکلی انتخاب شد، نیز مخالف بازگشت انشعابیون بود ولی طرفداران وحدت دو جناح اکثریت را در اختیار داشتند. آنها در بیانیه پایانی پلنومی که در تاریخ ۱۸ آبان ۷۳ در کوی سنجق برگزار شد نوشتند یکی دیگر از مسائل مهمی که با شور شوق بیشتری مورد بحث قرا رگرفت مسأله اتحاد حزب بود. این پلنوم از دفتر سیاسی خواست که به دور از منافع تنگ نظرانه به تلاش خود برای وحدت بیفزاید.

فصل بیست و ششم – دوران کنگره، پلنوم، انشعاب
کنگره دهم حزب با چند ماه تأخیر در ۲۳ فروردین ۷۴ در اربیل برگزار شد و به مدت هفت روز ادامه داشت. در اولین پلنوم پس از کنگره عبدالله حسن زاده که مدافع وحدت با انشعابیون بود به دبیرکلی انتخاب شد.
حسن زاده پس از انتخاب شدن به دبیرکلی اظهار امیدواری کرد که امسال جشن سالروز تأسیس حزب را به همراه جشن اتحاد خواهند گرفت. هر دو جناح به وحدت نیاز داشتند.
می توان تحت فشار بودن هر دو جناح حزب از جانب اتحادیه میهنی و پارت دمکرات را به عوامل و انگیزه های وحدت افزود.
جناح «رهبری انقلابی» به موازات گفتگو با جناح حاکم بر حزب با سازمان مجاهدین خلق نیز گفتگو می کرد.
جناح رهبری انقلابی در حالی با سازمان مجاهدین خلق مراوده داشت که از دشمنی این سازمان و جناح حاکم بر حزب بی اطلاع نبود. جناح رهبری انقلابی به دیدار مسئولین سازمان مجاهدین خلق رفت تا پایبندی خود را به معاهده پیشین با آنان یادآور شود و در عین حال پیگیر وحدت با جناح حاکم بر حزب بود.
در نتیجه در ۱۹ دی ماه ۷۵ با مراسم جشن، به متارکه چند ساله آنها پایان داده شد و خطبه وصلت به وسیله حسن شرفی خوانده شد. پس از آن عبدالله حسن زاده، دبیرکل حزب، مصطفی هجری ، معاون وی؛ و حسن رستگار، دبیرکل پیشین جناح انقلابی به سخنرانی پرداختند.
سال ۱۳۷۵ برای حزب دمکرات سال پر حادثه ای بود. گذشته از موضوع وحدت، از نظر نظامی حزب زیر فشار شدید حملات قرار داشت.
کنگره یازدهم در اول دی ماه ۷۶ در محل ایستگاه رادیویی حزب افتتاح شد و به مدت پنج روز ادامه یافت. مهم ترین رویدادهای بین دو کنگره از جمله تهاجم گسترده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به مرکز دفتر سیاسی حزب در تاریخ ۷ مرداد ۱۳۷۵، عضویت حزب در انترناسیونال سوسیالیست، اتحاد و ادغام دو جناح حزب، تشکیل دادگاه رسیدگی به قتل صادق شرفکندی و کشته شدن ۵ تن از کادرها و اعضای حزب بود.
کنگره دوازدهم حزب در روز جمعه مورخ ۴ آذر ۷۹ در کرکوک برگزار شد و به مدت سه روز ادامه داشت. در گزارش کمیته مرکزی به کنگره که توسط عبدالله حسن زاده ایراد شد به مسائل جهانی، منطقه ای و ایران اشاره شده بود.
خالد عزیزی، نماینده حزب در آمریکا، درباره فعالیت های جناحی مصطفی هجری به دفتر سیاسی شکایت کرد. متن شکواییه در جلسه مورخ ۲۲/۱۱/۸۰ قرائت شد. همه اعضا مشغول توطئه و بدگویی علیه کیدگر بودند. این اوضاع سبب شد در فاصله بین پلنوم پنجم و ششم یعنی در فروردین سال ۸۱ حسن زاده استعفای خود رابه دفتر سیاسی اراه کند. اعتراض حسن زاده آشکار به مصطفی هجری بود که با طرح مسائل جناحی به اختلافات دامن می زد. برخی رفتارهای او با مخالفت افراد شمالی و مرکزی کردستان مواجه می شد و حسن زاده نیز در مخالفت با این رفتارهای هجری استعفا داد ولی با پادرمیانی برخی افراد و درخواست کمیته مرکزی که در اریخ ۱۶/۱/۸۱ پلنوم خود را تشکیل داد حسن زاده پذیرفت تا کنگره بعدی وظایف خود را ادامه دهد.

فصل بیست و هفتم – در آرزوی حمله آمریکا به ایران
امریکا بالاخره در ۲۹ اسفند ۱۳۸۱ به عراق حمله برد و در نیمه اول فروردین سال ۱۳۸۲ صدام حسین سقوط کرد. عبدالله حسن زاده برغم خرسندی از این حمله موضع محتاطانه ای اتخاذ کرد. پس از پلنوم نهم که در ۳۰ فروردین ۸۲ تشکیل گردید حزب طی اطلاعیه ای ضمن تجلیل و تقدیر از آمریکا، این کشور را نسبت به حمله به ایران تشویق ساخت.
حزب دمکرات و کومله که این بار به آمریکا امید بسته بودند و همچنان در انتظار حمله آمریکا به ایران بسر می بردند «تشکیل جبهه واحد کردی» را در دستور کار خود قرار دادند.
حسن زاده باید دبیرکلی حزب را به فرد دیگری می سپرد زیرا براساس اساسنامه هر عضو حزب فقط دو بار می توانست به طور پیاپی به عنوان دبیرکل انتخاب شود. حسن زاده که مجبور بود به ترک جایگاه دبیرکلی بود، جانشین مطلوب خود را باباعلی مهرپرور می دانست.
هجری و جناح او برای تضعیف موقعیت حسن زاده و جانشین مطلوب وی، موج تبلیغی وسیعی علیه حسن زاده به راه انداختند. اوضاع حزب چنان بحرانی بود که طرفداران دو جناح در چند نوبت به زد و خورد پرداختند. بالاخره حسن زاده که پیشاپیش شکست را پذیرفته بود قبول کرد که کنگره در موعد مقرر برگزار شود.
پس از پایان یافتن پلنوم، حسن زاده برای شور و مشورت درباره آینده حزب به دیدار جلال طالبانی رفت و موضوع انشعاب را با وی در میان گذاشت. طالبانی که همواره از حسن زاده حمایت می کرد به او گفت برای اعلام نظر درباره انشعاب نیازمند مشورت با اعضای دفتر سیاسی اتحادیه است. در فرصت باقی مانده تا برپایی کنگره، طالبانی برای حسن زاده پیام فرستاد که فعلاً از انشعاب صرف نظر کند. حسن زاده ناگزیر برگزاری کنگره را پذیرفت.
کنگره سیزدهم با شرکت ۱۴۶ نفر از اعضای دفتر سیاسی، کمیته مرکزی، منتخبان کمیسیون ها و کمیته ها و ارگانهای حزب در ساعت ۹ صبح روز سیزدهم تیرماه ۸۳ در هتل پالاس کوی سنجق، متعلق به اتحادیه میهنی افتتاح شد. در پایان کنگره گزارشی اعلام شد که در آن آمده است شعار استراتژیک حزب از خودمختاری به فدرالیسم تغییر کرده است؛ و ادعا شده است که حزب هیچگاه خودمختاری را تنها شیوه و مناسب ترین راه حل برای حل مسأله ملی در ایران نمی دانسته و با فدرالیسم نیز بیگانه نبوده ولی شرایط و اوضاع پیرامونی موجب می گردید که حزب بر خود مختاری تأکید کند ولی در جهان امروز برای حل مسأله ملی به خودمختاری اشاره ای نمی شود بلکه فدرالیسم جایگزین آن شده است.
برگزاری هر چهار سال یک بار کنگره ها، شعار مبارزه تا سرنگونی جمهوری اسلامی ایران، مذاکره با جمهوری اسلامی در صورت جدی بودن دولت برای مذاکره، ارتباط فعال با دیگر گروه های اپوزیسیون از دیگر مصوبات کنگره سیزدهم بود.
پس از آنکه شورای حکومتی عراق در ۱۱ اسفندماه ۱۳۸۲ طرح اداره دولت عراق در مرحله انتقالی را به تصویب رساند و به موجب آن «سیستم حکومتی در عراق، جمهوری، فدرال، دموکراتیک و همه گیر» تعیین گردید حزب دمکرات هم خواهان فدرالیسم برای ایران شد. فدرالیسم درمان قطعی تمامی درهای تاریخی دانسته شد و ناگهان کشف شد که خودمختاری دارای ده ها نقص و کاستی است.
به یاد داریم که حزب در سال ۵۸ مدعی بود «هر بچه ای مفهوم خودمختاری را می داند» ولی اینک پس از گذشت دو دهه مشخص شد که مفهوم و حد و مرز آن مشخص نیست.
با این حساب حزب دمکرات سالیان دراز چیزی را می طلبید و برای آن جنگی به راه انداخته بود که نمی دانست چیست.

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.