سکوت معنادار حزب کمونیست ایران و کومله در برابر اعتراضات مردم کردستان عراق

حمایت کومله از سرکوب مردم معترض به فساد و فقر در کردستان عراق

دیارونادیار:(نادر کیانی):ماههاست که اعتراضات بر حق مردم کردستان عراق علیه فقر و فساد و به تعویق افتادن حقوق ماهیانه و تعطیلات مدارس موج وسیعی از حمایت اردوى آزادیخواهى را دامن زده و متقابلا اعمال جنایتکارانه ارازل و اوباش حکومت اقلیم کردستان در سرکوب معترضین موجى از نفرت و همزمان آگاهى روشن تر در باره ماهیت ناسیونالیسم کرد را به بار آورده است. با گسترش این اعتراضات به شهرهاى عراق٬در هفته اخیر شاهد تظاهرات های بزرگى  نیز در شهرهای کردستان عراق از جمله شهر اربیل  علیه حکومت بارزانى بودیم. اعتراضات مردم در کردستان عراق ادامه اعتراضات منطقه اى علیه حکومتهاى فاسد و دیکتاتور بخصوص شخص رهبران حکومت اقلیم کردستان عراق  است. این اعتراضات که به سرعت کردستان عراق را در برگرفته ادامه اعتراضاتی است که حدود ۲۰ سال است در کردستان عراق در جریان است و بی شک  هدفش را عقب راندن و پائین کشیدن حکومت بارزانى ها  قرار داده است. . امروزه در گوشه و کنار کردستان عراق و به شیوه های مختلف  این اعتراضات ادامه دارد و مردم خواستار برکناری حکومت  مرتجع اقلیم کردستان به رهبری جناب مسعود بارزانی شده اند. نکته ای که در این نوشته می خواهم به آن بپردازم سکوت معنادار “حزب کمونیست ایران و کومله در مقابل اعتراضات مردم معترض کردستان عراق است. این سکوت البته اتفاقی نیست،کاملا سیاسی و آگاهانه است. جالب این است که حتی یک اطلاعیه٬یک موضع گیرى ساده و یا خبری جانبدارانه از این تحولات هم منتشر نکرده اند.! فقط در سایتشان اشاره بسیار کوچکی به چنین اعتراضاتی کرده اند که آنهم به گونه ای اپورتونیستی و “به نقل از منابع دیگر” آن را منعکس کرده اند! این در حالی است که صدای فریاد اعتراضات مردم به راحتی در مقر این حزب در سلیمانیه شنیده می شود! واقعیت چیست؟! آیا این اپورتونیسم مفرط و خویشاوندی طبقاتی حزب کمونیست ایران  با ناسیونالیسم کرد را می توان با “دیپلوماسی و تنظیم روابط با حکومت اقلیم  کردستان” توضیح داد؟ همگان پیام تبریک ابراهیم علیزاده دبیر اول حزب کمونیست ایران و کومله به “مسعود بارزانی” بمناسبت ریاست حکومت اقلیم کردستان را به یاد دارند. همان زمان هم پرونده جنایات مسعود بارزانی در نقش رئیس اقلیم،در کشتار و سرکوب آزادیخواهان بر کسی و ایشان پوشیده نبود. همان مسعود بارزانی اى که نوکر ارتش آمریکا شد و امروز هم متحد دولت ترکیه  است  و دستش به خون کمونیست هاى کردستان آلوده است. با این حال ما امروز نیز شاهد سکوت سیاسی این جریان در قبال سرکوب  مردم توسط  بارزانى و حکومت اقلیم کردستان هستیم. بسیار روشن است که این سکوت یک انتخاب سیاسی است که با “دیپلوماسی و استراتژی حفظ مناسبات” قابل توجیه نیست. معناى روشن این سیاست احساس خویشاوندی عمیق طبقاتی با  اتحادیه میهنی و حزب دمکرات و ناسیونالیسم است. معناى روشن این سکوت دفاع جانانه از حاکمیت سرمایه داران و فرعون هاى کردستان است. این خویشاوندی طبقاتی،البته محدود به مواضع کنونی حزب کمونیست ایران نمی شود بلکه سابقه طولانی تری در تاریخ سیاسی این حزب دارد. “اینجا معلوم می شود که آنچه ما،یا شبحى که در این نوشته با آن پلمیک می شود،نباید لکه‌دار ببینیم و حمایتمان را از آن دریغ کنیم٬نه مبارزه مردم،بلکه ناسیونالیسم و سازمانهاى بورژوا- ناسیونالیستى‌اى هستند که با یک چرخش قلم جاى مردم نشسته‌اند و مستقل از اینکه چه می گویند و چکار می کنند صاحب مادرزاد مبارزه مردم (ملت) و صاحب عزادار مصائب آنها محسوب می شوند. درجه نزدیکى‌اى که در بند بالا با اپوزیسیون کرد نشان داده می شود،خلاف تمام خودآگاهى در صفوف سنت کمونیستى در کردستان و گرمتر از حمایتى است که کومله حتى هنگامى که این جریانات در جیب آمریکا هم نبودند از خودش نشان داده. بر مبناى این نوشته‌ها،ظاهرا “اپوزیسیون کرد عراقى” کارنامه خود را در این ماجرا بهبود بخشیده است. درست هنگامى که سازمانهاى اپوزیسیون ناسیونالیست کردستان تصویر خود را رسما به اونیتا نزدیک کرده‌اند و در فکر تقلید تجارب جنبش کنتراها هستند،ما باید برایشان نامه بنویسیم،ابراز پشتیبانى کنیم،انتظاراتمان را بگوییم و در بین آنها دنبال بیشترین دوستان بگردیم” امروز علیزاده٬بارزانى را استاد٬برادر بزرگ٬رهبر و … خطاب می کند و دست به سینه حاضر است براى ارتش آمریکا و لبیک گفتن به رئیس جمهور تازه انتخاب شده امریکا هر کاری بکند. یار دیگرش جناب مهتدی حتى فراتر رفته و علیه اعتراض مردم و براى حمایت از حکومت بارزانى اطلاعیه داده است. اینها معلوم نیست فردا در صف بارزانى به کارگران کردستان شلیک هم نکنند! مگر این جماعت قوم پرست به مخالفین سیاسى شان در کنگره و اردوگاهشان تیر و چاقو نزدند؟! وضع شاخه هاى متفرقه حزب دمکرات کردستان ایران هم روشن است. موضع همه برادران کرد و ناسیونالیست که صبح تا شب مشغول دید و بازدید و شام و نهار دادن به همدیگرند٬ اینجا و در این واقعه با موضع ابراهیم علیزاده و حزب دمکرات کردستان ایران هیچ فرقى ندارد. این سکوت هاى مشترک ناشى از منافع مشترک ملى و ناسیونالیستى است. آن تابلوى کمونیسم تحمیلى و آن نام معتبر کومله که با سوسیالیسم و دفاع از محرومان عجین شده بود٬امروز جعلى بودنش روشن شد و زبان سخنگویان ناسیونالیست و بورکراتش در مقابل لباس شخصى ها ی بارزانى لال شده است. ناسیونالیسم٬چه چپ چه راست٬همیشه همین بوده است. فرقى که هست این است که قیام زحمتکشان در منطقه،جاى بند بازى و مانور را از اینها گرفت و در اذهان میلیونها نفر همانجا قرارشان داد که بودند: این یک سیاست است و هر روز نزد این جنابان عملی خواهد شد … “نادر کیانی” www.komaleemontaghed1.blogfa.com

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.